أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
69
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
مردم هر زمان خبر دادى . اگر تو جان داشتى و خوراك بخواستى ، همهء جانوران را بر بينداختى . اين توئى كه نه از فرتوتى هراسى و نه از مرگ پرهيزى ، چه از دم شمشير و تيزى نيزه بيمت نيست . اما همين تو ، به زودى به گذشتگان پيوندى ، اگر چه پيكر تو از « حرى » « 1 » و « ابان » « 1 » پايدارتر است . ابو محمد عبد اللّه بن محمد بن زنجويه نيز اين اشعار را از خويشتن برايم خواند ، كه در آن شير همدان و هر تنديس و صورت نامورى را كه در زمين هست ، وصف كند : آيا به خاطر اين برق درخشندهء فروزان و آواز حزنانگيز كبوترانى كه بر فراز شاخساران بخوانند ، از خواب جستهاى ؟ يا به روزگار جدايى ، خيال زود گذر دوست به خواب تو آمده است ، و تو سرمست خاستهاى و پيوسته بيدار نشستهاى و به ستارگان چشمك - زن خيره شدهاى ؟ يا سر گرم انديشهء شير بيشهاى خوش منظر هستى كه روزگارى است از همدان نخيزد . بر آن صخرههاى سخت فرود آمده است ، گويى در آن انديشه است كه به روى آهوانى كه از سوى راستش در گذرند ، برجهد . در تابستان بادهاى داغش بسوزانند و در زمستان سرما و زمهرير سوزان . هنگامى كه بادها از دامنهء اروند ما بوزند [ از پيكر شير كه گذرند ] گمان برى كه آواى آن ، بانگ سپر نيزه داران است . هنگامى كه از دل ابر ، غرش تندرهاى پياپى همى خيزد ، او با بادهاى سرد بر خورد ، ليكن با دندانهاى نمايان شده و چهرهاى
--> ( 1 ) - نام دو كوه است . رك : معجم و مراصد .